و تو را

و تو را با اشک فریاد می­کند....

سلام خدا و سلام من بر تو باد

ای مهدی....

می­گویند: تکرار، موجب رنجوری تن است و فرسایش روح

چون، مسافری تشنه

که در امتداد راه، نگاه چشم به راهش، جز سراب نیم گیرند.

و ارمغان جاده، برای او «خستگی » است

اما، نمی­دانم چرا،

-         خسته­ای، در ظلمت شبیخون رنج

در ازدحام بی­قراری­های یاس

در التهاب نگاه رهبران جور

در اتحاد سوداگران اندیشه با شیطان

و در انتحار قلب، آن گاه که، خود را به سبزه­ای مزبله، می­سپارد

که برای کندن آن، فرو باید رفت

و آن جز، دنیا نیست

تنها، نام تو را می­خواند

و بلکه فریادت می­کند

 که العجل العجل یا صاحب الزمان

شایدکه؛ از این تکرار رقمی به جسم نیمه جان خود هدیه کند

و بالاتر از آن بگویم

با چهار حرف آسمانی «ندبه» میهمان تو می­شود

تا شاید، دقایقی میزبان او باشی

و میوه­ی نگاه لطف را به او بچشانی

که برای او لذیذترین میوه است

تا او را عاشق­تر کنی

آنجا که

بخواهی یا نخواهی

هر جمعه «و بلکه هر صباح» سر زده میهمان تو می­شود

و تو را با اشک فریاد می کند

که

«این المدخر لتجدید الفرائص و السنن»

کجاست، آن که برای تجدید فرایض و سنن آئین اسلام ذخیره است.

ای مهدی.....

 

 

 

 

 برای دریافت مطالب فوق اینجا کلیک کنید.

اثری از: هایده گودرزی



درج يادداشت و نظرات

نام:
  ايميل:
توضيحات: